ساعت
((( ساعت )))
ساعت دیواری ما صبحگاه
کرد در اعلام ساعت اشتباه
چند تایی ضربه ی محکم نواخت
پنج و هفت و هشت را با هم نواخت
ضربه های پیش را تکرار کرد
پشت خود را باز بر دیوار کرد
عقربک ها از پی هم تاختند
یازده را روی هشت انداختند
هفت بیرون رفت از میدان جنگ
عرصه بهر پنج و شش گردید تنگ
ساز ساعت مثل اول کوک بود
وقت اما اندکی مشکوک بود
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۵/۲۸ ساعت 21:7 توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی)
|
دلی دارم که در دست خودم نیست