( تفکیک )

گفته شد آموز گاری در کلاس

داشت سی شاگرد ، اما از دو رنگ

 

پانزده از این و از آن پانزده

تا نباشد رنگ ها را پارسنگ

گاهگاهی بین شاگردان او

روی می داد از نکاه ِ رنگ جنگ

 مشت خورده ازسیاهی بر سپید

یا سپیدی بر سیاه  افگنده  سنگ

داد صف تشکیل با ترتیب خاص

رنگ ها از هم جدا شد  ، بی درنگ

چار و پنج  و دو ، سپس یک ،  بعد سه

کرد در این صف ردیف از هر دو رنگ

یک پس از یک ، دو پس از دو باز  سه

یک، دو ، دو  ، یک ، چید صف را تنگ تنگ

نُه به نُه از صف ، یکی بیرون نمود      

شد دو صف تشکیل از شیر و پلنگ

نه پلنگی چنگ زد زین پس به شیر

نه به شیری از پلنگ افتاد چنگ

       محمد روحانی ( نجوا کاشانی )