حساب کار ( باپوشش طنز )
( حساب کار ) در لباس طنز
شنـیـده ایـد چـرا آب و بـرق مـجّـانـی ست ؟
خـزانـه پـرشـده ازپول ، بیش ازین جا نیست
خـدا کـنـد دل مـردم ، ز کـیـنـه پـر نـشـود
وگرنـه بـر سـر هـر حـرف مفت دعـوا نیست
تـو سنگ را بـپـران ، طـبـق عـادت دیـریـن
اگر شکست سر و دست خلـق بـا مـا نیست
بـه بــرق و آب ، نـیـنـدیـش ، تــا رمـق داری
بـه قـول منبـریـان عـمـر ایـن جهـان فـانیست
اگــر بـه قـیـمـت مسکـن نــمـی رســد پــولــت
بـنـای مهـر بــخـر ، غُـر زدن کـه مـأوا نیست
امـیــد بــود ، پـریـسـار شـعــر ، تــوبــه کــنــد
کدام تـوبـه ، کـه امـروز هست و فـردا نیست
حـساب کـار ، ز دست مـن و تـو در رفـتــه
اگـر غـلـط نکـنـم ، عـیـب کـار ایـنـجا نیست
دروغ را تــو نـگـفـتـی ، دروغ گـفـت تــو را
دو گانه سوختن ات ناقض مسلما نی ست
همبن علف کـه شـده سبـز زیـر پـای بـهـار
دقیق تـر که شـوی پـونـه است نعنا نیست
خــدا کـــنـد اگــر آن مـنـتـظـر ظهــور کـنـد
بـهـانـه ای نـتـراشـیـم مـا ، کـه آقـا نیست
ردیــف و قــافـــیـه وقـــتـی خـلافـکـار شـدنـد
بــه اخـتـــیـار بـگــویـیـد ، هـیـچ پـروا نیست
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۰۱ ساعت 15:28 توسط محمد روحانی (نجوا کاشانی)
|
دلی دارم که در دست خودم نیست