شب یلدا
شب یلدا به همه ی یلدا دوستان مبارک
شب یلدا
شب یلدا شد و بانوی خانه
ندارد لحظه ای در خانه آرام
برای دوستان و بستگان ، هی
پیاپی ، می دهد پسغام و پیغام
که امشب جشن یلدا خانه ی ماست
که فردا آرزوهامان بلند است
به دعوت کردنش کاری ندارم
نمی پرسد که نرخ روز چند است
مرا هی می کشاند توی بازار
برای جستن آجیل و ماجیل
برای خانه ، قانون وضع کرده
که تا فردا ، به کلی خواب تعطیل
خدا را شکر ، ماشین روبراه است
زدم صبح سحر بیرون ز خانه
به هر زحمت ، به هر قیمت خریدم
برای او ، انار و هندوانه
شده از خرج و برج بی حسابش
حساب بانک و جیب بنده خالی
هنوز این اول کار است ، بانو
مرا دق می دهد با بی خیالی
شب یلدا شد و باید دوباره
بماند چشم من تا صبح بیدار
همیشه تاکه یلدا برقرار است
خداوندا ، تو بانو را نگه دار
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )
دلی دارم که در دست خودم نیست