سلام و عرض ارادت  خد مت یاران همدل  که با آفتاب محبتشان  دلها را می نوازند

پیشاپیش نوروز خجسته و باستانی را به همه ی دوستان دل آشنا تبریک عرض می کنم

 

(( نوروز آمده  ))

وقت کسب و کار  ِ بازار  است ، نوروز آمده

هر کسی یک جا گرفتار است ،  نوروز آمده

همسر مربوطـه ، یک ماه است در حال خرید

صبح تا شب  ، توی بازار  است  ، نوروز آمده

توی بازار و خیابان ،  پشت ویترین های شهر

هر چه می خواهی پدیدار است ، نوروز آمده

آن یکی دارد  به رستوران  سفارش می دهد

این یکی  در فکر  ِ تالار است   ،  نوروز آمده

بـاز هـم آجیـل هـای آن چنـانـی مـی خـرنـد

گـرچـه در منـزل تـلمبـار است  ، نـوروز آمده

کـم بخر آجیل ها را ، چون کـه این آجیل ها

واردات  ِ چیـن و بـلغـار است  ،  نوروز آمده

راه پیـمـایـی شـده ممنـوع  ،  امـا بـاز هـم

شهـر ممـلـو از خـریـدار است ،  نوروز آمده

آبـی و قـرمـز ، اگر باشیم  ، یا سبز و سفید  

رنـگمـان خیـلـی نمـودار است  ، نوروز آمده

میـوه ی آزاد  ، کمتـر می شود پیدا  ،  ولی

میـوه ی ممنـوعـه بسیار است ، نوروز آمده

حاجی فیروز دم به دم دستی به تنبک می برد  

از سرور و شور سرشار است  ،  نوروز آمده

شادمـانـی را مبـر از یـاد  ،  دنیـا رفتنی ست

غم ، رفیقی نا به هنجار است ، نوروز آمده

غنچه ها بر شاخه ها کم کم دهن وا می کنند

بلبل  ِ عاشق سر  ِ کار است  ،  نوروز آمده

راستی این روزها در آسمان  ، خورشید هم

صبح  ِ خیلی زود  بیدار است  ،  نوروز آمده

کینـه را بـایـد بـریـزیـم از فضـای سینـه  دور

دوستی همواره معیار است  ،  نوروز آمده

هر که غیبت کرده جایی در غیاب این و آن

فصـل رو در روی ِ اقرار است  ،  نوروز آمده

دیدن ِ اقوام اگر ممکن نشد ، در طول سال

ذوق کن ، هنگام دیدار است  ، نوروز آمده

کم اگر خوبی نمودی ،  یـا بـدی کردی زیاد

اعتراف از جنس ِ انکار است  ،  نوروز آمده

پـول ِ مردم را کـه از آنهـا گـرفتـی پس بـده

هی نگو  از من طلبکار است ،  نوروز آمده

نیست تـاثیـری بـرای طنـز  ِ ما در گوش ها

گوش وقتی عین ِ دیوار است  ، نوروز آمده

عیدی از من خواسته همسایه با توپ و تشر

ظـاهـرا" از مـن طلبکـار است  ، نوروز آمده

گول شیطان را نباید خورد این خوش خطّ وخال

در میـان  ِ آستین ، مـار است  ،  نوروز آمده

                                                           محمد روحانی ( نجوا کاشانی )